به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

کارِ بیخ‌دار

خیر سرمان دیشب خواستیم زودتر بخوابیم. از سر شب که خوابیدیم تا سحر، دم اذان صبح، خواب به چشم‌مان حرام شد. بس که این پشه های لامذهب مدام در گوش و حلق و بینی‌مان چرخیدند و عاصی‌مان کردند.
معلوم نیست این موقع سال که پرستوها کوچیده‌اند و کلاغ‌ها مالک بلامنازع کل خیابان‌ها شده‌اند، این پشه‌ها چرا هنوز زنده‌اند؟
هم الان که داریم کاغذ سیاه می‌کنیم برایتان، مثل فرفره دور سرمان می‌چرخند.
نه عین آدمیزاد می‌نشینند به نیش زدن و کار را یکسره می‌کنند، نه می‌روند پی کارشان که به خواب‌مان برسیم. نقداً برای خلاصی، دوتا کشیده آبدار حواله گوش راست کردیم که هنوز هم سوت می‌کشد.
انگار مشق نیش نکرده‌اند پیش بزرگی، مرشدی، مرادی... که نه دل به نیش زدن دارند نه به ول کردن. آخر از چشم و چال و پیشانی استخوانی و گلاب به رویتان، سوراخ بینی ما چه عایدشان می‌شود؟
ما که بی خیال شدیم و ول‌شان کردیم نیش‌شان را بزنند و خلاص! لکن میل‌شان کشید کار بیخ پیدا کند...

از هر نیش و گزندی در امان باشید

میرآخور، بیست و سوم مهرماه سنه هزارو سیصدو نودو شش خورشیدی



یکشنبه 23 مهر 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

به بهانه 25 مهر، روز جهانی ریشه کنی فقر: انواع خط فقر

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،

برخلاف باور عموم مردم خط فقر، خطی است که انواع و اقسام مختلفی دارد و به اندازه هر تعداد خطی که در زندگی می شناسید، یا بعداً قرار است بشناسید، خط فقر وجود دارد. امروز چند نمونه از این خط ها را به شما معرفی می کنیم.

خط فقر میخی
این خط فقر، به دوران بسیار کهن برمی گردد؛ زمانی که درآمد یک خانواده، به طور متوسط، ماهانه یکصد هزار تومان وجه رایج مملکت بود. و طبیعتاً هر کس کمتر از آن حقوق می گرفت، فقیر به شمار می رفت. بیچاره...
خوشبختانه امروزه، با پیدایش تکنولوژی و استناد به عکس های داخل اینستاگرام، متوجه می شویم درآمد ماهانه اکثر مردم افزایش چشم گیری پیدا کرده و خوشبختانه اثری از حقوق ماهی صدهزار تومان نیست. اگر هم باشد، لااقل ما نمی بینیم.

خط فقر نستعلیق
جدیداً، به خاطر فشار های زیاد اقتصادی، به آن «خط فقر شکسته نستعلیق» نیز می گویند. از آنجا که هنر نان ندارد، بنابرین هرکس که کار هنری می کند (اعم از بازیگر، خواننده، نوازنده و حتی دستیار صحنه و لباس) زیر خط فقر شکسته نستعلیق قرار دارد، مگر اینکه خلاف اش ثابت شود (مثل سوپر استارهای بدنه¬ی سینمای بدنه محور ایران)، یا اینکه هنرمند مذکور جهت تامین مخارج به افتتاح کافه، رستوران یا فروشگاه لباس اقدام نماید.
حضور در آگهی های تبلیغاتی بعد از پنجاه سال دورماندن از فعالیت¬های هنری نیز، یکی از نشانه های رفتن زیر خط فقر شکسته نستعلیق است.

خط فقر عابر پیاده
بر اساس آخرین بررسی های انجام شده توسط محققینِ بی¬کار (که سعی ¬کردند برای خودشان کاری بتراشند تا زیر خط فقر نروند) بخش عظیمی از افرادی که روی خط عابر پیاده راه می¬روند، خودروی شخصی و همینطور پول کافی جهت خرید خودرو ندارند و زیر خط فقر عابر پیاده قرار دارند. وگرنه چه دلیلی دارد آدمی که اینهمه پول داده ماشین خریده، پیاده اینطرف و آنطرف برود و در این هوای آلوده، سلامتی اش را به خطر بیاندازد؟!
خط فقر ممتد
این خط بیشتر در ادارات دولتی کاربرد دارد و مختص کارمندانی است که از هشت صبح تا چهار بعدازظهر یکسره کار می کنند و برای ناهار و نماز و کارهای دیگرشان (!) مرخصی ساعتی رد می کنند. این [گونه] کارمندان هرقدر هم سعی کنند نمی توانند از سایر همکارانشان سبقت بگیرند و به درجات بالاتری برسند؛ چرا که زیر خط فقر ممتد قرار دارند و سبقت گرفتن مجاز نیست.
عمده دلایلی که باعث می شود این کارمندان تا آخر دوران خدمتشان (بلکه تا آخر عمر) نتوانند سبقت بگیرند، نداشتن روابط عمومی قوی با ارباب رجوع و صد البته ژن خوب است.
 
خط فقر متقاطع
این خط فقر نیز بیشتر مربوط به کارکنان ادارات دولتی می شود. اما فقط مختص کارمندانی است که خود را باهوش، با روابط عمومی بالا و منعطف در شرایط سخت کاری قلمداد می کنند. تفاوت این خط فقر با مورد قبلی در قابلیت سبقت گیری آن است و هیچ فرق دیگری ندارد. به طوریکه کارمند مربوطه می تواند با انجام بعضی کارها، از سایر همکارانش سبقت بگیرد و پیش خودش احساس رضایت کند.
این خط فقر لذت لحظه ای در فرد ایجاد می کند اما در اصل مطلب تاثیری نمی گذارد؛ چون فقط زودتر به جایی که باقی همکارانش می رسیدند، رسیده است. شباهت خط فقر متقاطع با خط فقر ممتد، در نداشتن ژن خوب است.

نیم خط فقر
همانطور که احتمالاً می¬دانید، نیم خط در واقع خطی است که از یک طرف بسته است و از طرف دیگر تا بی¬نهایت می¬تواند ادامه پیدا کند. نیم خط فقر نیز از یک طرف روی نقطه (0و0) بسته شده و از طرف دیگر تا نقطه (∞+و ∞+) ادامه پیدا می کند.
فقط آقازاده هایی که ژن خوب دارند، به اضافه بعضی از آقازاده هایی که بیشتر از سه و نیم میلیون تومان در ماه حقوق می گیرند بالاتر از این خط فقر قرار دارند.

خط فقر سینوسی
بالاتر ماندن از این خط فقر اندکی مهارت و تخصص به همراه زیرکی می خواهد. معمولاً اول ماه که حقوق ها واریز می شود، خط فقر زیر محور x است و همه بالاتر از آن قرار می گیرند. البته غیر از عده ای که زیر سه و نیم میلیون تومان در ماه حقوق می گیرند که واقعاً فقر هستند و اصلاً همین بهتر که همان زیر خط فقر بمانند.
هرچه به پایان ماه نزدیک می شویم و حقوق ته می کشد، خط فقر از ایکسِ منفی به سمت ایکس مثبت می رود و بالای محور x ها قرار می گیرد. در این حالت ناگهان همه زیر خط فقر سینوسی قرار می گیرند و بدون اینکه  بخواهند، آمار فقر را بالا می برند.


شنبه 1 مهر 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

درمانِ دردِ دل

» منتشرشده در : عرایض ،

حکماً یادتان هست؛ خدابیامرز، عمه بزرگ لیلا خانم دوای هر درد بی درمانی را در عرق چهل گیاه می‌دید. سفارش کرده بود هروقت لیلا خانم گذرش به حجره آ میز ممدلی افتاد، یکی دو بطر برایش عرق چهل گیاه بخرد. از همین هایی که رویش عکس مرحوم شیخ الرئیس را کشیده بودند و اسم هر چهل قلم را آنقدر در هم چپانده بودند که نه دوست می‌دید، نه دشمن می‌شنید.

بنده خدا لیلا خانم هم نه پای رفتن داشت، نه نای سبد و زنبیل جابجا کردن. این بود که افتخارش نصیب ما شد که برای عمه‌ی خدابیامرز لیلا خانم عرق چهل گیاه بگیریم. ناگفته نماند، ما هم زیاد محض رضای خدا، وقت و بی وقت، دم حجره عطاری سبز نمی شدیم...

امروز بعد ناهار که حسابی ترش کردیم و محتاج این مسکرات گازدار بدون الکل، بلکه بشورد و ببرد؛ یاد خدابیامرز عمه بزرگ لیلا خانم افتادیم. هر لیوان چهل گیاه، چهل درد را دواست... اما درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم، با خوردن چهل گیاه دوا نمی شود. باید اراده کرد، از عطاری دو بطر خرید و زنگ در را زد...

خدا بیامرزد مادر بزرگتان را.

میرآخور، بیست و هفتم شهریور سنه نود و شش خورشیدی

این مطلب را در اینستاگرام بخوانید
این مطلب را در تلگرام بخوانید


دوشنبه 27 شهریور 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

واکنش‌ها به یک جمله ماندگار: روحانی؛ ضمانت خرید شماست

وزیر بهداشت که در آیین آغاز به کار شورای شهر مشهد شرکت کرده بود، طبق معمول، طی یک سخنرانی خیره کننده گفت: «بعد از خدا، روحانی حامی شماست... او موفقیت خود را مدیون امام رضا (علیه­السلام) می‌داند.» برخلاف اینکه معلوم نیست وزیر بهداشت به شورای شهر مشهد چه ربطی دارد، کاملاً واضح و مبرهن است که آقای وزیر به سیاسی کردن آستان قدس رضوی توسط روحانی و آنچه عوام فریبی نام دارد، اشاره کرده است. که خودزنیِ زیر پوستیِ جالب توجهی است!

اما بعد از این جمله ماندگار، سایرین به این جمله واکنش نشان دادند و چنین جملاتی گفتند:

رئیس بانک سرمایه: بعد از بانک خوب، روحانی سرمایه شماست.

شرکت خودرو (!) سازی سایپا: بعد از پراید، روحانی وسیله قبض روح شماست.

منصوریان: بعد از پرسپولیس، روحانی سرور ماست.

یک فروشنده لوازم خانگی: بعد از گلدیران، روحانی ضمانت خرید شماست.

موسسه استاندارد: بعد از علامت استاندارد ایران، روحانی نشانه مرغوبیت کالاست.

مجمع اصلاح طلبان: بعد از عارف، روحانی پدر ژن خوب شماست.

کارمند بانک: بعد از یک نفر کاسب دارای پروانه کسب، روحانی ضامن شماست.

یک متخصص تغذیه: بعد از صبحانه، روحانی میان وعده شماست.

مربی مهدکودک: بعد از مسابقه، روحانی جایزه شماست.

سازمان اتوبوس رانی تهران و حومه: بعد از ارائه بلیط، روحانی نشانه شخصیت شماست.

یک روانشناس بالینی: بعد از حفظ خونسردی، روحانی باعث آرامش شماست.

آژانس سر کوچه: بعد از هدف ما، روحانی جلب رضایت شماست.

خاله خان باجی های فامیل: بعد از دعوا، روحانی نمک زندگی شماست.


شنبه 11 شهریور 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

داد زن

» منتشرشده در : عرایض ،


اینجا خیلی به ارزشهای آدمیزادی بهاء می دهند. فی المثل اگر بلاد خودمان بود، هربار که مسعودِ نصرت خانم غم روی دلش سنگینی می کرد و تو ای یاسمن* کجایی می خواند، والده نصرت خانم یک «زغنبوت»ی تحویلش می داد تا یاسمن و آقاجان اش باهم فراموشش شود.

لکن اینجا قصه توفیر دارد. پریروزها چشممان خورد به آگهی روی دیوار. دادزن می خواستند. می دانید داد زن یعنی چه؟! خودمان هم وقتی فهمیدیم، هم باورمان نمی آمد. هم خنده مان گرفت، هم غصه مان؛ بابت اینهمه امکاناتی که در پایتخت هست و بلاد خودمان نیست. دادزن را میخواهند برای داد زدن. مزد هم می دهند. از خروسخوان تا بوق سگ داد می زند و تعریف بارِ داخل دکان را می کنند. یا عین حمید، پسرخاله تان، موقع درو لباس می پوشند و از دَم غذاخوری ها جُم نمی خورند، بلکم گرسنه ای هوایی شود سری به آنجا بزند. البت همه اش که همین نیست؛ داد می زنند برای خودشان، هم صدایشان باز می شود، هم هر اراجیفی که می خواهند بلغور می کنند. یکی شان تحت همان تبلیغات میدانی اش، چیزهای دیگری هم می گفت که بماند...

مراقب خودتان، خوبی هایتان و گلدان اطلسی باشید

میرآخور، ششم شهریور سنه نود و شش شمسی

این مطلب را در اینستاگرام بخوانید
این مطلب را تلگرام بخوانید


دوشنبه 6 شهریور 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

شهر فرنگِ مهمانی ها

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،

یکی از رسوم «خوب» ایرانیان که از دیرباز تاکنون بر آن پایبند بوده اند، مهمانی رفتن است. البته چون همه جای دنیا ایرانیان را به پذیرایی و خون گرمی شان می شناسند، بهتر است بگوییم یکی از رسوم خوب ایرانیان که از دیرباز تاکنون بر آن  پایبند بوده اند، مهمانی گرفتن است. اما در «دیرباز» به علت کمبود امکانات و محدود بودن اسباب پذیرایی، مهمانی ها اغلب بسیار سطح پایین و ساده برگزار می شد. به طوریکه خاگینه یا کالجوش اوج پذیرایی از مهمان به شمار می رفت. (این بستگی به مهمان داشت که آمده باشد یک سری بزند و برود، یا یک سری بزند، شام بخورد و برود.) مهمان ها هم اغلب با بهانه های لوس و بی کلاسی، مثل دیدن گل روی صاحبخانه و جویا شدن احوالش، می آمدند و سری می زدند. به همین دلیل است که جمله «ما فقط اومدیم خودتونو ببینیم» از دیرباز در ادبیات شفاهیِ ایرانیان رواج پیدا کرده.

خوشبختانه امروزه با صنعتی شدن زندگی ها، مهمانی گرفتن با جهشی بلند تبدیل به «بهترین» رسم ایرانیان شده و این تصور که رسم و رسومات کهن و احترام به بزرگتر ها در عصر حاضر از بین رفته اند را تا حد زیادی (تا همانجا که به رسم و رسومات مربوط می شود) رد کرده و توانسته سرزدن های الکی و بی بهانه را کاملاً هدفمند و سازمان یافته مدیریت کند. به طوریکه امروزه شاهد به وجود آمدن سبک های جدیدی از میهمانی ها هستیم. این مهمانی ها که اصطلاحاً به «مهمانی­های بسته­ای» معروف هستند، از بدو تولد (یا حتی قبل تر) تا دم مرگ (و حتی بعدتر) یک نفر انسان را شامل می شود و برای هر سن و سلیقه ای برنامه ویژه ای دارد که به صورت زیر دسته بندی می شود:


-بسته شماره یک: پک کامل مهمانی های پیش از تولد. (شامل: مهمانی انتخاب جنسیت نوزاد، تاریخ تولد، نام گذاری، دیدن و چیدن سیسمونی)

-بسته شماره دو: مهمانی های بعد از تولد تا دوسالگی. (شامل: اولین صدایی که نوزاد از خودش در می آورد (ترجیحاً بابا یا مامان)، اولین خنده ها، اولین باری که نوزاد حمام می رود. اولین باری که به نوزاد آب قند می دهند، اولین باری که نوزاد سعی می کند سر پا راه برود و... کلا هر کاری که تا دوسالگی نوزاد بخواهد برای اولین بار انجام بدهد، در این بسته قرار دارد. بعضی خانواده ها اعتقاد دارند این بسته به خاطر اینهمه اولین باری که در خود جای داده، باید به عنوان بسته شماره یک معرفی شود.)

-بسته دو ممیز یک: این بسته شامل مهمانیِ خاصی نیست و کلاً در بازه دو تا شش سالگیِ کودک هر اتفاقی می تواند به عنوان یک مهمانی مهم تلقی شود. می توانید پنج­تا جشن تولد، برای خالی نبودن عریضه، حساب کنید یا حتی این بسته را به عنوان «بسته مادام العمر شماره یک» برای جشن های تولد در نظر بگیرید.

-بسته شماره سه: این بسته اصطلاحاً به بسته تحصیلی معروف است و از آغاز پیش دبستانی تا آخر دانشگاه (یا هرجایی که تحصیلات تمام شود) ادامه دارد. موارد استفاده از این بسته در آغاز هر سال تحصیلی، امتحانات نوبت اول (به شرط قبولی با معدل خوب) و پایان سال تحصیلی (باز هم با همان شرط) است.

-بسته اختصاصی پسران: همانطور که احتمالاً توانسته اید حدس بزنید این بسته مربوط به آغاز و پایان خدمت مقدس سربازی پسران می شود. حتی اگر مهمانی کاملاً زنانه باشد!

-بسته شماره پنج (قبلی شماره چهار بود خب!): بله، رسیدیم به مهمانی های شیرینِ مربوط به مراسم خواستگاری و بله برون و عقد و عروسی و... که اجازه بدهید همین طور سر بسته از رویش رد شویم. که هیچ رقمه در این مُجمل نمی گنجد!

-بسته شماره پنج + یک: این بسته یک چیزی است شبیه همان بسته دو ممیز یک، با این تفاوت که بعد از عروسی شروع می شود و معمولاً در دهه اول زندگی مشترک، سالی یکبار، برگزار می شود. به این بسته معمولاً «بسته مادام العمر شماره دو» هم گفته می شود. هرچند بعضی آقایان تمایل دارند از زیر برگزاری جشن سالگرد ازدواج فرار کنند!

-بسته آخر: این بسته اتفاقاً مربوط می شود به آخرین تلاش های یک نفر برای دور هم جمع کردن فک و فامیل جهت زدن پک پوز سایر اعضای فامیل با دک و پوزِ منحصر به مراسم ختم و شب اول قبر و سوم، هفتم، چهلم، سال و سالگرد.

همانطور که متوجه شدید، خوشبختانه تمام مهمانی های امروزه­ی ما کاملاً با برنامه و با دلیل برگزار می شود و دیگر از بی بهانه و همینجوری الکی خانه دیگران رفتن و یک چیز ساده خوردن (یا نخوردن)، لباس های ساده و ارزان پوشیدن و همینطور خیلی راحت و معمولی رفتار کردن خبری نیست و ما الآن خیلی شیک و باکلاس داریم زندگی می کنیم.


چهارشنبه 1 شهریور 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

عرایض: نق و نوق

» منتشرشده در : عرایض ،


خدا بیامرزد عیال حاج محمود قهوه چی را. صبح تا شام می ایستاد داخل پستوی قهوه خانه حاج محمود، فقط می سابید. کاری هم به این کارها نداشت که ملت چه خورده اند و چقدر تهِ غذا را درآورده اند و کف کاسه استیل را برق انداخته اند یا نه. همیشه‌ی خدا همان جا بود. هیچ وقت صدایش در نیامد که مادری کردن برای بچه هایت از یک لنگه پا ایستادن در مطبخ دکّانت واجب تر است. خودمانیم، حاج محمود هم آدم بی خیالی بود؛ به روی مبارک هم نمی آورد زن جماعت نمی تواند پا به پای مرد کار کند. گیریم که بتواند؛ باز عین خیالش نبود خانه و زندگی مانده و چهارتا استکان نعلبکی که شاگرد ظرفشور نمی‌خواهد.

خدابیامرز هیچوقت گله‌گی نکرد. وقتی هم که جول و پلاسش را جمع‌وجور کرد و از این دنیا رفت، جایش را سریع پیردختر آسد مم‌تقی پر کرد. فرقش این بود عیالِ اول حاج محمود بیشتر در مطبخ می ایستاد به ظرفشوری و کمتر می آمد داخل سالن و بامشتری هم کلام می شد. این ور پریده نیامده، عزب‌اوغلی‌های کل گذر را کشاند قهوه خانه حاج محمود. از آن افاده‌ای های چُس و فیسی بود که به کسی رو نمی داد. حکماً اگر پای پول و پله و آفتابِ لب بوم حاج محمود در میان نبود، هنوز خانه آسد مم‌تقی داشت ملیله دوزی می کرد.

نمی دانیم چرا امروز که قیل و قال انتخاب شهردار و مسئول و شب را شنیدیم، دلمان هوای آن روز ها را کرد. خدا بیامرزد عیال حاج محمود قهوه چی را... مواظب خودتان باشید.
به روی ماهتان کرم ضدآفتاب بزنید.

میرآخور، بیست و پنجم مرداد سنه نود و پنج شمسی

این مطلب را در اینستاگرام بخوانید
این مطلب را در تلگرام بخوانید


چهارشنبه 25 مرداد 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .