تبلیغات
میرآخور - تا کَسی تاکسی نگوید؛ تاکسی نایستد!!

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

تا کَسی تاکسی نگوید؛ تاکسی نایستد!!

» منتشرشده در : راه راه ،حرف آنلاین ،

خدا نكند كه هیچ بنی بشری محتاج دیگران شود. خصوصاً وقتی حسابی دیرش شده باشد. مثل بنده كه همین چند وقت پیش كه قصد جایی كرده بودم و دیرم هم شده بود، تصمیم گرفتیم جهت سهولت و تسریع در طی طریق از تاكسی استفاده كنم. اما همین كه آمدم كنار خیابان و منتظر ایستادم، انگار طرح تاكسی ممنوع در شهر پیاده شد. فقط متوجه  نشدم از كدام تاكسی پیاده شد، تا سوارش شوم! حالا شما بگو تاكسی میاد؟ بنده میگم نه، نمیاد! به نظرم راحت یک ربع، بیست دقیقه ای ممنتظر ماندم. اما خب از آنجا كه خدا پاسخ همه بندگانش را می دهد، بنده نیز بی نصیب نماندم و بالاخره جوانی پیدا شد که بنده را سوار کند.

اما چشمتان روز بد نبیند. بر خلاف راننده که از رانندگی با سرعت هرچه تمام تر و انجام حرکات مارپیچ و سبقت از راست و سایر رفتارهای خطرناک لذت می برد، بنده در حالیکه مجبور به شنیدن ترانه «حالا یارُم بیا...» با صدای بلند بودم، محکم به صندلی چسبیده بودم و برای مدتی دچار اشتباه شدم که من عجله داشتم یا راننده؟! این ها را اضافه بفرمایید بر اینکه صندلی از قسمت تكیه گاه فرورفتگی داشت و از قسمت نشیمن گاه بر آمدگی! درون ماشین هم بوی تندی، حاصل مخلوط شدن بوی عرق و دود سیگار راننده، جریان داشت که هر جنبنده ای را مدهوش می کرد! به این آشفته بازار، گرمی هوا را هم اضافه كنید. شما بودید چه كار می كردید؟! جانم؟ پنجره؟ نخیر! یعنی بله، به ذهن خودم هم خطور كرد اما عملی نشد. چون کلید بالا و پایین شیشه در طرف مسافر از كار افتاده بود و رویش با سلیقه خاصی چسب برق سیاه چسبانده بودند.

نكته جالبش موقع پیاده شدن بود كه چشمم افتاد به کاغذ روی شیشه كه نوشته بود: «درب را آهسته ببندید»!! حیف بعد از بستن در، این نوشته را دیدم وگرنه یك دری می بستم كه دیگر باز نشود. نه که عقده ای باشم، اما اگر شما هم در وضعیت مشابه قرار می گرفتید و دو و نیم برابر قیمت کرایه می دادید، آن هم فقط برای اینكه چون دیرتان شده بود و خواستید تا یك جایی بیشتر بروید و مثلاً راننده به خاطر شما پیچیده داخل فرعی، بد تر از این می کردید!! و تازه اگر می دیدید که راننده دقیقاً بعد از آنهمه منت گذاشتن سر شما که «حالا من به خاطر تو باید بروم از فلان جا دور بزنم و برگردم»، جلوی پای شما یک دربستی به دورترین نقطه شهر سوار کرده، از پشت سر فحشش هم می دادید. ولی بنده فحش ندادم!

این بود حكایت بنده و این شهر و وسایل چهارچرخ زرد رنگش. كه حتی راننده ها هم نمی دانند چرا ماشینشان زرد است و مثلاً صورتی نیست! شما می دانید چرا تاكسی ها زرد اند؟
این مطلب در سایت طنر و کاریکاتور راه راه (اینجا) بازنشر شده است

شنبه 17 مهر 1395   میرآخور .    مرحمت عالی() .

میتی
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 15:55
دایل اینکه تاکسی زرده هیچ ربطی به بهتر دیده شدن در شبو روز واینکه رنگه زرد مقاوم ترین رنگ در برابر نور خورشیده (نمیپر) نداره چونکه خوشگله مگه زرد چشه
پاسخ میرآخور : هیچی! قناری هم زرده
شاعر میگه: ساری بولبول...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.