جایتان خالی، چند هفته پیش، به دعوت یکی از دوستان اقتصاد دان و بازاریابم، به جلسه ای دعوت شده بودم. اما از بد روزگار با کمی تاخیر و درست وقتی وارد مجلس شدم که همه ساکت نشسته بودند و یکی که نمی شناختمش، داشت ادعا می کرد هر موضوعی که بقیه مطرح کنند، بصورت موشکافانه در موردش بحث می کند. بنده ی تازه رسیده هم، نه گذاشتم نه برداشتم، من باب مزاح (و البته مقداری رو کم کنی) گفتم: «خر!... در مورد خر حرف بزنید!!» و فکر کردم طرف چند جمله ای در مورد وضعیت ظاهری خر بیان می کند که مثلاً دُم دارد، گوش هایش دراز است، صدای نکره ای دارد و به حماقت مشهور است؛ درحالیکه اندیشمند صاحب سبکی است و از این دست مسایل...

 

اما انگار طرف واقعاً فوق تخصص «خر شناسی» اش را از دانشگاه نیوکمپ بارسلونا گرفته بود. چنان وضعیت فیزیکی و شیمیایی خر را توصیف می کرد که انگار در مورد بوگاتی ویرون گرند اسپورت 16.4 حرف می زد! جالب اینجاست که قبل از شروع صحبتش چند بار خر... خر... کرد تا بالاخره توانست یک جمله پیدا کند. اما بعدش مثل رادیو های قدیمی که هرچه گرم تر می شوند، صدایشان هم بهتر در می آید، ایشان هم رفته رفته گرم تر می شد و از جنبه های گوناگون خر را مورد بررسی قرار داد.

از معنی لغوی «خر» و کاربردش در ادبیات کلاسیک ایران گرفته، تا خصوصیات ظاهری و میزان هوش هیجانی و قابلیت برقراری ارتباط و اجتماعی شدن خر، را تشریح کرد. کسی هم جرأت خاموشی این آدم خرحرف را نداشت. خرحرفی را هم خودش گفت. گفت عده ای چنان زیاده گویی می کنند که به جای پرحرفی، باید گفت خرحرفی می کنند! (از روی مفهوم واژه خر، به معنای بزرگ). آنقدر از خر گفت که اطمینان پیدا کردم همه حضار، حتی آنهایی که اولش به من چشم غره رفتند که چرا گفتی خر، بعد از جلسه نفری یک کره خر می برند خانه شان و تا صبح با او بازی می کنند!

بعد از اتمام سخنرانیِ آقای خر شناس (که تا آخرش هم نفهمیدم اسمش چه بود و تخصصش در چه بود؟!) و ترخیص ما از حضور ایشان، یک نفر که حسابی دلش پُر بود، به سراغم آمد و گفت: «آنقدر از خصوصیات خر شنیده ام که حیفم می آید نامش را بعنوان فحش نثار تو کنم!! قرار بود این بابا در مورد مسایل اقتصادی حرف بزند، نفهمیدیم تو یکدفعه سر و کله ات از کجا پیدا شد که اینطوری خر دواندی وسط بحث!»


این مطلب در سایت طنز و کاریکاتور راه راه (اینجا) بازنشر شده است