تبلیغات
میرآخور - بی خودی از کیفیت

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

بی خودی از کیفیت

» منتشرشده در : حرف آنلاین ،

الآن شما از هرکس بپرسید مدیران دولتی برای پیشبرد اهدافشان به چه می اندیشند؟ همه یک صدا خواهند گفت: «کیفیت!». یعنی یک مدیر حاضر است از خواب شب اش بزند و تا پاسی از شب سر کار بماند تا مطمئن شود کارها کیفیت لازم را دارند و آن طور که باید انجام می شوند. اصلاً هم امکان ندارد کسی غیر از همین را به شما بگوید، مگر اینکه قصد و غرضی داشته باشد.

پس اگر کسی پیدا شود و بگوید مدیرها فقط به کمیت می اندیشند و اضافه کاری ها و سایر برنامه هایشان فقط برای درست کردن گزارش های کاری رنگارنگ و پرکردن ساعات کاری و جوابگویی به رده های بالاتر [که بالاخره بودجه را چه کردید؟] است، مطمئن باشید او یا چیزی از مدیریت نمی داند، یا چیزی از مدیریت نمی داند! (گزینه دیگری ندارد)
البته نا گفته نماند کارهایی هم هستند که انجام می شوند تا بگوییم انجام شدند. و راستش را بخواهید بود و نبودشان زیاد توفیری ندارد. که در این دست موارد، آتش به اختیار مدیران است تا هرچقدر بخواهند برای همین کارهای گزارش پُرکن و الکی وقت بگذارند و غیر از کمیت، به کیفیت کار هم فکر کنند. (این کارها هم از وظایف مدیران است و احتمالاً آنهایی که به خاطر انجام دادن کارهای کمّی به مدیران خرده می گیرند، چیزی از مدیریت نمی دانند.)
یک نمونه از کارهایی که کمیتش برای مدیران اهمیت دارد، برگزاری جلسات است. یعنی فرقی نمی کند جلسه درباره چه چیزی باشد؛ فقط باشد! مثلاً ممکن است جلسه با موضوع بررسی وضعیت صنایع شروع به کار بکند اما به وضعیت تولید مرکبات و مشکلات آبزیان رسیدگی شود. همین که به چیزی رسیدگی می شود خوب است؛ چون ممکن است برای یک مدیر به جای کیفیت مباحث مطرح شده، تعداد دفعات تشکیل جلسات شورای گفت‌ و گوی دولت و بخش خصوصی مهم تر باشد و به اجرای سریع آن تاکید داشته باشد تا مبادا از قافله عقب بماند!
شاعر علیه الرحمه هم که در همین جلسه آخر شورای گفت و گو شرکت کرده بود، چون از مدیریت همه چیز می دانست، از مباحث مطرح شده در جلسه به وجد آمده و چنین سروده: «کیفیت او مرا ز خود بیخود کرد/ بردند مرا و دیگری آوردند» و منظورش دقیقاً شخص مدیر است که به تنهایی چنان کیفیتی داشته که بیا و ببین! ببخشید... دارند مرا هم می برند!... آقا من بیشتر از کمیت بی خود شدم... اصلاً بی خود کردم بی خود شدم... حالا کجا می برید؟... به شهر؟!

دوشنبه 10 آبان 1395   میرآخور .    مرحمت عالی() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.