تبلیغات
میرآخور - به ایده هات فکر کن...

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

به ایده هات فکر کن...

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،

یک انسان بالغ[1] به طور متوسط روزانه بالغ[2] بر 70 درصد و شبانه 30 درصد از زمان فراغتش را صرف فکر کردن می کند[3]. البته مکان فکر کردن نیز از موارد شایان اهمیت است. از همین رو 93 درصد افراد در سرویس بهداشتی فکر می کنند. از جمله مکان های برای فکر کردن اتوبوس های داخل شهری و مترو هستند[4]. اما اجازه ثبت ایده و یادداشت برداری را به شما نمی دهند. چرا که بهترین و ناب ترین ایده ها هیچگاه موفق به ثبت روی کاغذ یا موبایل نمی شوند و معمولاً صاحب ایده هم به دلیل کمبود اکسیژن و فشار همه جانبه، بخشی از حافظه اش را که اتفاقاً ایده مورد نظر در آن قسمت قرار داشت از دست می دهد.[5]

اما مردم به چه چیزی فکر می کنند؟ بیشتر مردم جابجایی مسیر زندگی بشر را در ردیف لبنیاتی همچون «کشک» قرار می دهند. عوضش به جابجایی مسیر زندگی خودشان فکر میکنند[6]. مثلاً اگر یک تکه زمینِ بایرِ به درد نخور داشته باشند، بسته به موقعیت اش، به مسافران نوروزی و تابستانی و بین التعطیلینی ساعتی پنج هزار تومان اجاره می دهند[7]، یا اینکه به ادارات دولتی و خصوصی جهت پارک ماشین های کارمندانشان روزی هفت هزار و دویست تومان همراه با جایگاه وی آی پی برای رئیس اداره، در اختیار آن اداره قرار می دهند.

ایده دیگر برای پول در آوردن اینست که از داشته هایتان استفاده کنید. مثلاً یک عده چیزی را که بلد اند به بقیه یاد می دهند و تازه ادعای استادی هم می کنند. . یک بار ما رفتیم استخر و یک بابایی آمد به ما شنا کردن یاد داد و باورمان شد که طرف مربیِ استخر است و موقع رفتن پول مربی را هم حساب کردیم. آخرش فهمیدیم او هم مثل ما فقط آمده بوده شنا کند و پول استخر را نداشته.[8] از این کارها دانشجوهای سال بالایی خیلی انجام می دهند.[9]

اما ایده جذاب دیگر جهت جذب سرمایه که بی شباهت به روش قبلی نیست و چه بسا کمی تا قسمتی هم غیرقانونی باشد، اینست که یک خانه سه خوابه اجاره کنید و دو اتاق دیگرش را اجاره بدهید. معمولاً  آریایی های اصیل در بلاد غربت این کار را با سایر مهاجرین می کنند و حتی بیشتر از پول اجاره خانه از آن دو اتاق درآمد زایی می کنند![10]

یک عده هم سعی می کنند ایده هایی جهت تنوع ارئه محصولات پیدا کنند. البته بیشتر خودشان می دانند که محصولاتشان متنوع اند و مشتریِ از همه جا بی خبر فکر می کند آن چیزی را می خرد که باید بخرد. بالا و پایین شدن درصد وایتکسِ داخل شیر، کم و زیاد شدن تعداد بیسکوییت های داخل بسته، آب رفتن حجم کیک های صبحانه، اضافه شدن خمیر پای مرغ به ژامبون گوشت و... از ایده هایی هستند که به شدت کم خرج هستند و در مقابل سود بالایی به همراه دارند.

حالا که حرف از سود شد، شاید بهتر بود به عنوان حسن ختام، بانکداری نوین را بعنوان سودآور ترین ایده ای که به ذهن بشر رسیده معرفی کنیم. اما از خیرش می گذریم. شما هم بگذرید...



[1] یعنی یک نفر انسانی که می تواند رای بدهد، رانندگی کند و مهممتر از همه، وام ازدواج بگیرد.

[2] می بینید چه مصیبتی داریم با این زبان؟ این یکی یعنی «بیش از»!

[3] اشتباه نکنید! جمعش 100 درصد نمی شود؛ معمولاً انسانها 70 درصد از ساعات شب را می خوابند؛ همانطور که 30 درصد از روز را در اداره می خوابند.

[4] بس که آدم منتظر می ماند تا اتوبوس یا مترو بیاید و باز منتظر می ماند تا به مقصد برسد و بس که کاری ندارد که بکند وای فای مجانی هم گیر نمی آید تا تلگرام اش را چک کند.

[5] راه حل اشاین است که ایده هایتان را بلند بلند تکرار کنید تا هم از امتیازِ مشاوره رایگان با دیگران بهره مند شوید، و هم شاید یک نفر در آن شلوغی از ایده شما استقبال کند و حامیِ مالی تان شود.

[6] مسیر زندگی هم که غیر از پول با چیز دیگری جابجا نمی شود.

[7] تازه سایه درخت هم ندارد

[8] و بعدتر فهمیدیم طرف کلاً کارش همین است!

[9] شاید بد نباشد بگویی م از این بلاها... تازه پول شهریه ترمشان را هم اینجوری فراهم میکنند.

[10] البته کلاً برای یک آریایی اصیل چیزی به عنوان «نمی شود» تعریف نشده.


یکشنبه 1 مرداد 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.