تبلیغات
میرآخور - داد زن

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

داد زن

» منتشرشده در : عرایض ،


اینجا خیلی به ارزشهای آدمیزادی بهاء می دهند. فی المثل اگر بلاد خودمان بود، هربار که مسعودِ نصرت خانم غم روی دلش سنگینی می کرد و تو ای یاسمن* کجایی می خواند، والده نصرت خانم یک «زغنبوت»ی تحویلش می داد تا یاسمن و آقاجان اش باهم فراموشش شود.

لکن اینجا قصه توفیر دارد. پریروزها چشممان خورد به آگهی روی دیوار. دادزن می خواستند. می دانید داد زن یعنی چه؟! خودمان هم وقتی فهمیدیم، هم باورمان نمی آمد. هم خنده مان گرفت، هم غصه مان؛ بابت اینهمه امکاناتی که در پایتخت هست و بلاد خودمان نیست. دادزن را میخواهند برای داد زدن. مزد هم می دهند. از خروسخوان تا بوق سگ داد می زند و تعریف بارِ داخل دکان را می کنند. یا عین حمید، پسرخاله تان، موقع درو لباس می پوشند و از دَم غذاخوری ها جُم نمی خورند، بلکم گرسنه ای هوایی شود سری به آنجا بزند. البت همه اش که همین نیست؛ داد می زنند برای خودشان، هم صدایشان باز می شود، هم هر اراجیفی که می خواهند بلغور می کنند. یکی شان تحت همان تبلیغات میدانی اش، چیزهای دیگری هم می گفت که بماند...

مراقب خودتان، خوبی هایتان و گلدان اطلسی باشید

میرآخور، ششم شهریور سنه نود و شش شمسی

این مطلب را در اینستاگرام بخوانید
این مطلب را تلگرام بخوانید


دوشنبه 6 شهریور 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.