میرآخور چهارشنبه 10 آبان 1396 20:36 مرحمت عالی ()

این دیجیتال برکت از همه چیز گرفته. فی المثل همین رادیو. سابق اینطور که نبود تند و تند شبکه عوض کنیم و هرجا خوش تر  آمد گوش بسپاریم. مرحومِ ابویِ حاجی یک رادیو دو موج داشت که از عهد بلشویک ها مانده بود. هنوز هم هست. نشان داس و چکش اش هم، کم و بیش، اگر چشم تیزبین باشد، قابل رویت است.
لکن همان رادیو را یک جایی تنظیم می کردند، می ماند برای خودش. صبح تا شام هروقت مرحومِ ابویِ حاجی دلش می گرفت، یا زیادی باز می‌شد، رادیو را می زد به ربرق، هرچه داشت در طبق اخلاص می ریخت .
حالا که حرف به اینجا کشید و داغمان تازه شد، اضافه کنیم اصلاً، مگر می‌شد به رادیوی مرحوم ابویِ حاجی، حتی پس از مماتش، دست زد؟ ابهتی که در این رادیو داشته و دارد، شخص مرحومِ ابویِ حاجی نداشت.
غرض... امروزه روز طوری شده دست می اندازیم، به چه سادگی، گوشی تلفن همراه را از جیب در می آوریم و روی موج های رادیو سوار می شویم و هرجا که بیشتر بچسبد استراحت کوتاهی می کنیم. حالا، عین ولگردها می چرخیم و بین شبکه های رادیو عیاشی می کنیم. غلامِ بتول خانوم که فلسفه جات خوانده، می گوید اسم این کار ولنگاری فرهنگی است...
محکم خواباندیم توی دهانش. البت دلیل قرص و قاطعی نداشتیم؛ لکن خودش شاید فهمیده باشد بابت زباندرازی و به رخ کشیدن چار کلاس سوادِ دانشگاهی اش، که هیچ معلوم نیست از کدام ده کوره ای مدرک اش را گرفته، کشیده خورده.

لاستیک نجات همراهتان باشد. این روزها، همه امواج خروشان اند...

میرآخور،دهم آبان سنه هزارو سیصدو نودو شش خورشیدی