به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

چگونه در وقت خود صرفه جویی می کنید؟

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،


بابایمان می گوید آن موقع ها که امکانات نبود، مادربزرگ اش مجبور بوده صبح تا شب ترشی بیاندازد و مربا بپزد و برای زمستان خوراکی ذخیره کند. تازه اینها کار روزانه اش بوده و همیشه انجام می داده. وای به حال روزی که عروسی می شده یا کسی از دنیا می رفته و کل فامیل مجبور می شدند دور هم جمع شوند و مراسم برگزار کنند. بابایمان می گوید قدیم ها احوالپرسی از اطرافیان هم خیلی سخت بود. بابایمان خاطره ای را تعریف کرد که یکبار وقتی می خواستند بروند خانه ی خاله اقدس اش اینها، مادرش (یعنی مادربزرگِ ما) مجبور بوده شماره همسایه ی خاله اقدس اینها را بدهد همسایه بغلیِ مادریزرگِ ما با تلفن خانه شان بگیرد تا ببیند خاله اقدس اینها خانه هستند یا نه؟! چون آن موقع نه مادربزرگِ ما در خانه اش تلفن داشت، نه خاله اقدس اینها. بابایمان که اینها را تعریف می کرد، در آخر آهی کشید که بیشتر حس «یادش بخیر» را داشت. اما خودش معتقد بود از کمبود تکنولوژی در آن زمان ناراحت شده.

خدا را شکر که تکنولوژی خیلی تند و سریع پیشرفت کرد و خودش را به دورانی که ما در آن زندگی می کنیم رساند. الآن دیگر لازم نیست مامانمان صبح تا شب جلوی اجاق گاز بماند و بوی روغن سوخته بگیرد. چون هرچیزی بخواهد راحت از فروشگاه سر خیابان، که پنجشنبه ها و جمعه ها تا 50 درصد تخفیف دارد، می خرد و کلی در وقتش صرفه جویی می کند. وقتِ صرفه جویی کرده اش را هم می نشیند پای برنامه های ظرف فروشی تلویزیون و دستورات آشپزی اش را یادداشت می کند و می فرستد در کانالش که 12856240 نفر عضو دارد. البته بیشترشان را مامانمان با پول خریده!


بابایمان هم می گوید خوب شد این برنامه های موبایلی اختراع شدند که توانست رفقای دوران سربازی اش را دوباره در یک گروه جمع کند و صبح به صبح برایشان استیکر «روز خوشی داشته باشید» ارسال کند و شبها برایشان شبی آرام آرزو کند. تازه الآن بابایمان با این کار به همه دوستان و آشنایان راحت تر دسترسی دارد و هروقت دلش برای هرکدام شان تنگ شد، فقط کافی است یک ایموجی قلب و گل برایشان بفرستد. آنها هم همان را برای بابایمان می فرستند و با همدیگر روابط دوستانه مجازی برقرار می کنند و دیگر کسی زحمت نمی کشد از آن طرف شهر بکوبد برود آن یکی طرف شهر تا کسی را ببیند.

بابایمان با تاکید دوباره بر اینکه خوب شد این چیزها اختراع شد، می گوید الآن کلی در وقت آدم صرفه جویی می شود و آدم می تواند کلی کارِ دیگر بکند. مثلاً بابایمان آنقدر تلویزیون تماشا میکند که جلوی تلویزیون خوابش می برد و تا صبح تلویزیون برای خودش برفک پخش میکند. یا یک وقت هایی ما را می برد بیرون تا روحیه مان عوض شود و در آینده فرد مفیدی برای کشورمان شویم. اما همیشه می خوریم به ترافیک و همین طور از پشت شیشه، آدم های دیگر را که پشت ترافیک گیر کرده اند تماشا می کنیم. بابایمان معتقد است اگر این همه آدم به جای ماشین های شخصی شان، با وسایل حمل و نقل عمومی رفت و آمد می کردند، این همه ترافیک درست نمی-شد و ما زودتر به کارمان می رسیدیم. البته بابایمان در این جور مواقع نمی گذارد وقتش تلف شود و باز هم به صورت مجازی از فامیل و همکارانش احوالپرسی می کند.


چهارشنبه 1 آذر 1396   میرآخور .    مرحمت عالی() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.