تبلیغات
میرآخور - مزخرفات ذهنی/1

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

مزخرفات ذهنی/1

بابا دیگه باید بنویسم دیگه! لامصب، همینجوری نشستی هر روز و هر روز میگذره و تو هم هیچی نمی نویسی (الان معلوم شد اولشو خودم با خودم بودم و دومشو دورنم با خودم بود؟)

نشستم دارم می نویسم. آقای همکار داره چایی با عسل طبیعی سبلان که بابام دفعه پیشی که رفتم خونه بهم داده، می خوره و فوتبال ایران و ازبکستان نگاه می کنه که ایران یک - هیچ جلوئه.
آقای رئیس هم، نیست!
اخبار شصت و چند ثانیه رو هم کج دار و مریز داریم می بریم جلو، تا ببینیم تهش چی میشه

دیشب یه کم روی متنی که باید دهم اردیبهشت تحویل می دادم کار کردم، بعد اس ام اس دادم به سردبیر، گفتم هنوز مطلبو می خوای؟
اونم صبح پیام داد. اونم چه پیامی! همش اعلامت سوال بود با یه آدرس ایمیل تهش. فکر کنم فعلاً امیدواره که بنویسم. یا شاید کلی فحش داده و آخرش آدرس ایمیلشو داده که رسید پولایی که برام واریز کرده رو براش بفرستم. تا آخرش بگه حیف نون!

نمکم کم شده. نمی خونم. نمی نویسم. الان دارم اینا رو می نویسم که یه کم راه بیوفتم
کلی برنامه دارم واسه آینده. متنای خوب و برنامه های خوب توی ذهنمه. فقط تنبلی نمیذاره برم جلو


شنبه 29 اردیبهشت 1397   میرآخور .    مرحمت عالی() .

Anne
پنجشنبه 17 خرداد 1397 18:02
khoob minevisin:)
پاسخ میرآخور : Mamnoon
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.