به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

مزخرفات ذهنی/3

در گذشته های بسیار دور، مردم خیال می کردند ارث و میراث را باید از آدم مرده گرفت و از آنجا که آدم مرده دستش از این دنیا کوتاه است و به جایی هم بند نیست، ورثه یا همان بازماندگان آن خدابیامرز، تا می خورده اند همدیگر را می زده اند. حتی در برخی نسخ خطی آمده که از خجالت جنازه آن مرحوم یا مرحومه نیز، حسابی در می آمده اند؛ به طوریکه جنازه زیر لب می گفت ««خداروشکر که خودم مردم، وگرنه اینا منو زنده نمیذاشتن!»
اما با گذشت سالها و پیدایش دانشمندانِ بیکاری که عمرشان را صرف تحقیق روی مواردی همچون «چگونگی فتوسنتز خیار دریایی در عمق 4800 پایی اقیانوس آرام جنوبی و مقایسه آن با خیار سالادی جالیزهای سواحل شرقیِ اقیانوس اطلس غربی» می کردند، رفته رفته بشر به این نکته مهم پی برد که ارث و میراث را باید از آدم زنده گرفت و اصلاً درست اش هم همین است.
برای اموات هم خیلی راحت بود که تا آدمِ زنده هستند، دار و ندارشان را به وراث ببخشند، بلکه موقع مرگ دست از سر کچلشان بردارند. بنابرین آن خدابیامرز ها (که آن موقع زنده بودند) پیش همان دانشمندان بیکار رفتند و پرسیدند «خب، بعدش چی؟» برای همین دانشمندان از تحقیق روی خیار دست کشیدند و به سمت تحقیق روی انسان آمدند. و آنجا بود که پی بردند یک چیزهایی بین خیار و انسان مشترک است.
مثلاً عین تهِ خیار، [زندگی] انسان هم وقتی به ته اش می رسد، تلخ می شود. یا مثلاً در خیار موادی وجود دارد که در انسان نیز پیدا می شود. دانشمندان اسم آن چیزها را همینجوری الکی و با مشت زدن روی کیبورد گذاشتند «ژن» و به جمع آن می گفتند «ژیان». و حالا شاید بهتر متوجه شوید که شیر ژیان یعنی یک شیری مثل شیر آب یا شیر سماور، که هروقت بازش می کردند، کلی ژن از تویش می ریخت بیرون.
دانشمندان به این نتیجه رسیدند در ژن، یک سری عواملی وجود دارد و هر چیزی که یک آدم یا خیار زنده داشته باشد را به ورثه اش منتقل می کند؛ غیر از پول! اما از آنجا که خیار نه پول دارد و نه ورثه، از خیر اش می گذریم و ادامه داستان را به ژن های انسان اختصاص می دهیم. همانطور که احتمالاً می دانید، در ژن کلی چیز جا می شود؛ از چگونگی نشست و برخاست در مجامع عمومی گرفته تا نحوه روشن کردن قایق موتوری. همینطور کلی فرمول پیچیده احساسی و اقتصادی و حتی فرمول هایی که در ماشین حساب های مهندسی هم جا نمی شوند، در ژن جا می شوند.
کم کم آدمها یاد گرفتند از این به بعد هرچیزی را می خواهند به فرزندانشان ارث بدهند، در همان ژن شان جاساز کنند. مثل اخلاق خوب و حفظ خونسردی در مواقعی که ماشین عقبی عین بولدوزر آمده وسط ماشین و راننده اش دارد قفل فرمان را از زیر صندلی بیرون می کشد.
از دیگر مواردیکه در یک ژن جا می شود، نحوه فعالیت اقتصادی به صورت خرد و کلان و پیچاندن ماموران اداره مالیات، لایی کشیدن در اتوبان با سرعت 273 کیلومتر بر ساعت، 


پنجشنبه 3 خرداد 1397   میرآخور .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.