تبلیغات
میرآخور - اوقات فراغت فوتبالی در پنجاه سال آینده

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

اوقات فراغت فوتبالی در پنجاه سال آینده

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،

منتشر شده در مجله قدر- خرداد 1397- شماره 120
طرفداران یک تیم فوتبال را در پنجاه سال آینده در نظر بگیرید. فکر می کنید این افراد در موقعیت های مختلف تماشای یک بازی فوتبال کاملاً دوستانه چه کارهایی برای گذراندن اوقات فراغت شان انجام خواهند؟

- وقتی برای حمایت از تیم محبوبشان به استادیوم می روند
صورت هایشان را به رنگ پیراهن های اول و دوم تیم در می آورند و همچنین هر دو پیراهن اول و دوم تیم را روی هم می پوشند. (چون هنوز این مشکل که درست قبل از بازی نماینده فیفا پیراهن تیم ها را عوض کند، حل نشده.) از پژواک صدای خودشان در سالن مترو که شعر «تیم ما قهرمان میشه، خدا می دونه که حقشه» به وجد می آیند و محکم تر در شیپور می دمند. روی سر پیرمردهایی که ظاهراً از سروصدای زیاد خوششان آمده کلاه بوقی میگذارند و سلفی می گیرند.

- وقتی تیم حریف گل می زند
تمام روابط سببی و نسبی اعضای خانواده درجه یک تا چهل و سوم بازیکن تیم حریف را به او یادآوری می کنند. طوریکه آن بازیکن می تواند با رسم شکل، کل شجره خانوادگی اش را تشریح کند. در واقع این یادآوری از این جهت است که بازیکن تیم حریف یا باید یک گل دیگر به تیم خودشان بزند که بازی یک-یک مساوی شود، یا وقتی موبایل آنتن داد، هرچه دیده از چشم خودش دیده. (شک نکنید که تا پنجاه سال آینده حتما مشکل آنتن ندادن موبایل ها حل خواهد شد. اما همچنان در استادیوم های ورزشی سرویس نخواهند داشت!)

-وقتی بازیکن تیم خودشان دروازه خالی را گل نمی کند
علاوه بر یادآوری روابط سببی و نسبی و تشریح سایر روابط از روی نمودار، از بازیکن می خواهند حتماً به یک ارتوپد مراجعه کند تا جفت پاهایش را گچ بگیرند و هوادارانی را از نگرانی برهاند. (چون در آن زمان چشم همه مجهز به پرتوی ایکس خواهد بود که قابلیت تشخیص کجی، چلاقی، چلفتگی و شکستگی در پای بازیکنان را خواهد داشت.) یکی شان هم با تاسف رو به بقیه می گوید حیف از اون لیزری که انداختم توی چشم دروازه بان! (البته که در آن زمان هم بردن لیزر به ورزشگاه ممنوع خواهد بود. منظور آن فرد همان لیزری است که به‌جای پرتوی ایکس در چشمش دارد!)

- وقتی داور خطای بازیکن تیم آنها را می گیرد
به صورت دسته جمعی و یکصدا برای شادی روح درگذشتان داور سلام و دورد بی کران می فرستند و از خداوند منان جهت شادی روح آن مرحومینِ مغفورین طلب آمرزش می کنند. در ادامه برای خوشحال کردن داور شعری هم قافیه با کلمه «داور» می سرایند تا داور زیاد به فکر اموات نیافتد و افسردگی فوق حاد نگیرد. و اگر داور خیلی حالی به حالی شود، حتماً از او می خواهند که دقت کند!

- وقتی موبایل آنتن می دهد!
(به هر حال پنجاه سال آینده است و تکنولوژی آنقدر پیشرفت کرده که یکهو وسط تدابیر شدید امنیتی(!) موبایل آنتن می دهد.) صفحه اینستاگرام بازیکن تیم رقیب که گل زده را فالو کرده و همه پست هایش را لایک می کنند و برایش کامنت قلب می گذارند. با ذکر مثال به بازیکن تیم حریف توضیح می دهند که بعضی حرف ها خیلی بی تربیتانه و بد هستند و آدم نباید به کسی از آن حرف ها بزند؛ مخصوصاً بازیکنی که به تیم شان گل زده!

-بین دو نیمه
چون هیچکس توی زمین نیست و همه به رختکن رفته اند، فرصت را غنیمت شمرده و با هوادارن تیم مقابل که اتفاقاً در جایگاه های روبرو نشسته اند، سلام و احوالپرسی می کنند. فاصله بین دو نیمه آنقدر زیاد است که علاوه بر احوال تماشاگران، می شود احوال خواهر و مادرشان را هم پرسید و برای پدرشان استیکر بوس فرستاد. دلیل صدای بلند تماشاگران هم به این خاطر است که فاصله بین جایگاه ها هم زیاد است و صدا به صدا نمی رسد؛ اما آدم از آنچه در آینه می بینید زودتر به آدم می رسد. (اینطوری به این جمله نگاه نکنید؛ در پنجاه سال آینده همین جمله به ظاهر بی معنی در صدها جلد کتاب تفسیر خواهد شد!)

-وقتی تیم محبوبشان گل دوم را هم می خورد
توضیح روابط که سر جایش! (آنقدر که در پنجاه سال آینده و در یک مسابقه فوتبال روابط توضیح داده می شوند، سر کلاس هیدرودینامیک توضیح داده نمی شوند) یکصدا برای سلامتی چشمان کور دروازه بان دعا کرده و برایش روزی سه لیوان و نیم آب هویج، کلم بروکلی و سیب زمینی پشندی، به همراه کپسول ویتامین D تجویز می کنند و از دروازه بان می پرسند مگر مادرش به او یاد نداده از عقب تلویزیون تماشا کند؟ (باور کنید در حد یک سوال است و تماشاگرها از آنهایش نیستند که به خانواده یک نفر بد و بیراه بگویند)

-وقتی بازی تمام می شود
یک بار دیگر و برای محکم کاری روابط خانوادگی بازیکنان و کادر فنی تیم حریف و تیم خودشان، داور وسط، کمک داور چهارم، کارت قرمز، سوراخ تور دروازه، پرچم کرنز، اسکور بورد ورزشگاه، گزارشگر شبکه سه، همکاران مستقر در واحد سیار، خانواده رجبی و کلیه عزیزانی که در برگزاری مسابقه فوتبال یاری رساندند را یادآوری می کنند. (جمله خیلی طولانی شد، دوباره از اول بخوانید!)

-در راه بازگشت به خانه
تمام صحنه های خطرناکی که می توانست منجر به گل شود، صحنه های نیمه خطرناکی که ممکن بود توپ از کنار دروازه رد شود و حتی تمام صحنه هایی که بازیکنان در حال پاسکاری بودند و عملاً کار خاصی انجام نمی دادند را برای هم تعریف می کنند. جوری اینکار را می کنند که انگار کس دیگری غیر از خودشان در استادیوم نبودند و بقیه همین الان به آنها پیوسته اند. از آنجا که این دنیای فانی محل گذر است، وزن شیشه را از پنجره های هر اتوبوسی که دم دستشان بیاید کم می کنند تا راحت تر و سبک تر گذر کنند.



پنجشنبه 3 خرداد 1397   میرآخور .    مرحمت عالی() .

کرفس
چهارشنبه 6 تیر 1397 22:08
سلام
من خیلی اتفاقی از گوگل اومدم
با اجازتون من اینجا برای دوستمم فرستادم تا بیاد ببینه
ممنون
پاسخ میرآخور :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.