تبلیغات
میرآخور - نامه ی یک پسر خَلَف به پدرش: غم دنیا رو بی خیال

به میرآخور خوش آمدید، تاریخ امروز:

نامه ی یک پسر خَلَف به پدرش: غم دنیا رو بی خیال

» منتشرشده در : ماهنامه قدر ،

منتشر شده در مجله قدر- مرداد 1397- شماره 122

آقاجون، قربونت برم. آخه چه کاری بود؟ یعنی ما رو با بچه های حاج قربون خدابیامرز یکی می دونی که از وقتی از مجلس ختمش برگشتی، داری حساب و کتاب دفترچه های اقساطتو بالا پایین می کنی؟ حالا گیریم اونا یه خبطی کرده باشن، وسط مجلس عزای باباشون سرِ صنار سه شاهی مال دنیا و یه وجب خاکِ دو سه هزار متریِ بی ارزش تو لواسون، چهارپنج تا فحش هم داده باشن.

آخه این رواست که فکر کنی ما هم زبونم لال بعدِ صد و بیست سال عمر با عزتت، ایشالا وقتی سرتو گذاشتی زِمین و مُردی، می زنیم تو سر و کله همدیگه و سر همین سه و نیم میلیون و هفتصد و پنجاه تومن چرک کفِ دستی که هر ماه قسط این بانک و اون قرض الحسنه رو میدی، بزن و بخور راه میندازیم. 

آقاجون، از قدیم گفتن اولاد از پدر ارث میگیره. حالا کاری ندارم تا یکی، دور از جونت یه نقصی توش هست، میندازن گردن مادرش و میگن مادرزادیه. این مهمه که هرکی به هرجا می رسه، میگن ژن اش خوب بوده که از باباش به ارث برده. خب همین که ما هم هرجا میریم میگن جا باز کنید پسر فلانی اومد، یا اینکه میگن جوون مردیش عین آقاشه برامون بسه دیگه آقاجون. حالا بماند یه وقتایی هم میگن جیب خالیشو از باباش داره!

اخماتو وا کن آقاجون. همین که جوری بزرگمون کردی که نریم از خودمون فیلم بگیریم که شاخ بشیم تو فضای مجازی و مضحکه عام و خاص بشیم، خدامونو شکر می کنیم. همینکه کاری نمی کنیم که بگن ای لعنت بر اون پدر و مادرت، یعنی یه چیزایی به ارث بردیم که  واسه دنیا و آخرتمون هم کافیه.


حالا اینارو ولش کن، گذریه. چیزی که واسه من و شما می مونه این چیزا نیست. همین دفترچه اقساطی که زحمت کشیدی تو سرما و گرما وایسادی تو صف وام و حالا پُزشو میدیم که آقامون کلکسیون انواع دفترچه وام از همه بانکهای رسمی و غیر رسمی رو داره، دنیا می ارزه. به خدا مردم به همین چیزا دلشون خوشه. وگرنه مال دنیا که امروز هست، فردا هم شاید باشه ولی پس فردا دیگه نیست.

اصلاً مگه ندیدی این کلکسیونرا وقتی یهو بعد صد سال یه چیز قدیمی رو می کنن که هیچکی ندارتش، چه سروصدایی راه میوفته و همه پامیشن میرن تماشاش و چه پولایی که به جیب می زنه همون بنده خدا. غمت نباشه، ما هم یه روزی همین دفترچه هارو میدیم یه موزه ای، جایی، میگیم اینا واسه آقامون بوده، اون موقع که فلان بانک هنوز ورشکست نشده بوده داشته قسطاشو میداده.

بی خیال آقاجون، اصلاً اینا هم نشد، میریم همین موبایلایی که گذاشتی توی کمد و دلت نمیاد بدیم بره رو می چینیم کنار هم، میگیم آقامون یه مدلایی از این موبایل گوشتکوبیا رو داشت که خود کمپانیش هم در به در دنبالش می گشت. یعنی می خوام بگم باور کن ما اینقدرام که فکر می کنی نمک به حروم نیستیم که سرت به زِمین نرسیده، سر نداشته هات دعوا کنیم.

آقاجون، ما که نمی خوایم؛ ولی حالا اگه خیلی اصرار داری یه ارثی چیزی واسه ما بذاری کنار، یه جوری بنویس که و تقسیم کن که توی این بازی های انحصار ورثه و بگیر و ببنداش نیوفته. صاف بنویس و امضا کن و به همه بگو که این خونه واسه شازده پسرمه، والسلام. بذار ما هم ایشالا بعدِ مرگت، بکوبیمش و یه 20 واحدیِ تمیز از توش دربیاریم.
آقاجون، نور به قبرِ بعد از اینت بباره، یه جوری ننویسی که فردای چهلمت طلبکارات بریزن سرمون ها!
 


سه شنبه 2 مرداد 1397   میرآخور .    مرحمت عالی() .

عسل
سه شنبه 2 مرداد 1397 20:56
عالی عالی
لایکـــــــــــــ دارید
یک و صفر
سه شنبه 2 مرداد 1397 13:19
با عرض سلام، تقدیم احترام و آرزوی موفقیت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.