چندی پیش در مجلسی نشستیم که یکی از حضار، ادعا می کرد هر موضوعی که مطرح
کنند، بصورت موشکافانه در موردش بحث می کند. "ما"ی تازه رسیده هم نه
گذاشتیم نه برداشتیم، در باب مضاح گفتیم: «خر! در مورد خر حرف بزن!» و فکر کردیم طرف چند جمله
ای در مورد وضعیت ظاهری خر بیان می کند که مثلاً دُم دارد، گوش هایش دراز است،
صدای نکره ای دارد و به حماقت مشهور است، درحالیکه اندیشمند صاحب سبکی ! است و از
این دست مسایل... اما انگار طرف واقعاً فوق تخصص خر شناسی اش را از دانشگاه نیوکمپ
بارسلونا گرفته! چنان وضعیت فیزیکی و شیمیایی خر را توصیف می کرد که انگار در مورد
بوگاتی ویرون گرند اسپورت 16.4 حرف می زد!
جالب اینجاست قبل از شروع صحبتش چند بار خر... خر... کرد تا بالاخره توانست یک
جمله بگوید. اما مانند رادیو های قدیمی که هرچه گرم تر می شوند، صدایشان بهتر در
می آید، ایشان هم رفته رفته گرم تر می شد و از جنبه های گوناگون راجع به خر بحث می
کرد. کسی هم جرأت خاموشی این آدم خرحرف را نداشت. خرحرفی را هم خودش گفت. گفت عده
ای چنان زیاده گویی می کنند که به جای پرحرفی، باید گفت خرحرفی می کنند.(از روی
مفهوم واژه خر، به معنای بزرگ)
بعد از اتمام سخنرانی آقای خرحرف و ترخیص ما از حضور ایشان، یک نفر که حسابی
دلش از ما پر بود، به سراغمان آمد و گفت:« آنقدر در مدح خر! شنیده ام که حیفم می
آید نامش را بعنوان فحش نثار تو کنم!! قرار بود این بابا در مورد مسایل اقتصادی
حرف بزند، نفهمیدیم تو یکدفعه سر و کله ات از کجا پیدا شد که اینطوری خر دواندی
وسط بحث!»
میرآخور
از تمامی کاندیداهای محترم جهت شناسایی و کشف نقاط دور دست شهرستان های حوزه
انتخابی مربوطه در طول این یک هفته تبلیـغات علنی سپاسگذاریم و از اینکه گونه
جدیدی از انسان را در حومه مناطق مذکور شناسایی کرده و مورد عنایات خاص قرار دادید
متشکریم.
احتراماً مستدعی هستیم پس از انتخاب توسط همان گروه جدید الکشف و پیش از
راهیابی به صحن مجلس، سبیل های خود را به کوتاه ترین وضع ممکن اصلاح کنید تا مبادا
ایادی جریانات وابسته اقدام به چرب نمودن آنها کنند.
همچنین تقاضا داریم به مدت چهار سال از نوشیدن چای و خوردن شیرینی بپرهیزید.
چون اولاً باید به فکر سلامتی تان باشید.ثانیاً دیگر در رودربایستیِ گرفتن یا
نگرفتن پول چای و شیرینی نخواهید ماند.
در ضمن یا به همه اهالی، شماره موبایلتان را بدهید یا زود به زود به ما سر
بزنید تا مشکلاتمان را با شما بازگو کنیم. زیادی هم در راهروهای مجلس رژه نروید و
کارهای محیـّر العقول انجام ندهید. چون با این کار سوژه دست عکاسان می دهید و ممکن
است تصویر حضرتعالی بعنوان عکس طنز سال، نقل محافل ادبی و هنری شود. که اگر چنین
شود ... بالاخره که می بینیمتان!
اگر عقده خود کم بینی دارید، به جای اینکه موقع رأی گیری، جلوی چشم رئیس مجلس
ویراژ بدهید تا آخرسر مجبور شود اسمتان را بگوید، یک دور قانون را مرور کنید و
پیشنهادات و تذکرات به جا و سازنده بدهید. کم ترین فایده این کار، این است که می
توانید فیلم سخنرانی تان را از مجلس بگیرید و برای دوره بعدی در ستاد انتخاباتی
تان پخش کنید.
دست آخر مواظب خودتان باشید. با نمایندگان سیگاری معاشرت نکنید. وارد هر
کمیسیونی نشوید. هر برگه ای که گذاشتند جلویتان امضا نکنید. الکی دو... دو...
نکنید. دروغ نگویید. فحش ندهید. دعوا نکنید. در کارهایی که به شما مربوط نیست
دخالت نکنید.سرتان را بیاندازید پایین عین بچه آدم کارتان را بکنید. با عدالت
رفتار کنید. خدا را هم فراموش نکنید.
میرآخور
کماکان در
شرف بزرگترین رخداد سال جاری هستیم و بازار همچنان داغ است. البته نه بازار آجیل و
خشکبار و البسه و به طور کلی بازار شب عید. بلکه بازار تبلیغات و تفکرات برای
انتخابات است که حتی از دور هم، حرارتش تن و جان را گرم می کند.
اما مثل
بازار شب عید که حتی در برف و کولاک هم، فروشگاه ها پر از مشتری است، بازار
انتخابات هم، به خاطر حضور همیشگی مردم و هوای زمستانی، گرما و سرما را باهم دارد.
ولی گرمایش به سرمایش برتری دارد. لذا تا این بحث گرمایش و سرمایش در میان است،
باید حواسمان را جمع کنیم تا در اثر سرد و گرم شدن، تَـرَک بر نداریم خدای نا
کرده.

میرآخور
اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود.
اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.
اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا میدهند.
اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.
اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترینهای کشور است.
اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.
اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.
ادامه مطلب