منوی اصلی
میرآخور
بلاگ مستقل طنز اجتماعی
  • روزنامه ها را که ورق می زنم دلم می گیرد؛ بس که آمار می دهند. به طور متوسط در هر صفحه شان، در مورد پنج موضوع آمار داده شده. یعنی کلهم اجمعین روزنامه به آمار دادن و آمار گرفتن می رود. به جرأت می توانم بگویم در نشریات داخلی سازمان آمار هم، این همه آمار پیدا نمی شود که هر روز در روزنامه های کثیرالانتشار چاپ می شود! مانده ام این همه آمار را از کجا دست و پا می کنند؟ شکر خدا آمار همه چیز را هم دارند؛ از نرخ ارز آزاد و شاخص های نوسانی بورس فلزات گرانبها، تا واردات آرد و روغن و برنج و صادرات نفتی و غیر نفتی ایران و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس. جدیداً هم آمار شیر خوردن ملت را گرفته اند!

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1395 23:55
    ارسال دیدگاه
  • میرآخور چهارشنبه 14 مهر 1395 11:21 مرحمت عالی ()

    هزار دفعه گفتیم قبل از وارد کردن هرچیزی به این مملکت، اول فرهنگش را وارد کنید. حالا مسئولین محترم به حرف ما گوش کردند و هیچ چیزی وارد نمی کنند تا تکلیف فرهنگ همین هایی که وارد کرده اند مشخص شود! اما همیشه هم این قانون مصدق نیست؛ یعنی گاهی باید خود جنس را وارد کنید، فرهنگش خودش می آید. مثلاً همین فرهنگ کتاب و کتابخوانی را در نظر بگیرید. هی [مسئولین] زور می زنند تا بلکه سرانه مصرف کتاب برود بالا، اما نمی رود که!

    آخرین باری که بنده کتاب دست گرفتم، یک داستان هشتصد و دوازده صفحه ای بود که به خاطر جذابیت بیش از حد کتاب، مدت مدیدی سرَم به طرف کتاب، خمیده می ماند و این خمیدگی بعد ها موجب گردن درد می شد. و حتی دست ها و بازوانم هم به خاطر در دست داشتن کتاب و تحمل سنگینی آن، درد می گرفت. به همین دلیل طرح هدفمند سازی کتابخوانی را مطرح و به بخشی از مفاد آن اشاره می کنم:

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 مهر 1395 14:45
    ارسال دیدگاه
  • حتماً از این مرباجات یک بار مصرف که در اندازه های قلیل و در بسته بندی نحیف تولید می شوند، دیده اید. همان هایی که نهایتاً بشوند ده گرم. و باز نهایتاً،  قیمتشان بشود پانصد تومان. اگر خوب دقت کرده باشید، هر بار که یک نفر از این محصولات استفاده می کند، بنا به نوع بسته بندی آن، نمی شود تا آخر،  از آن استفاده کرد. بنابرین نهایتاً اندکی از عسل یا مربای مورد بحث، در انتهای ظرف باقی می ماند که به هیچ وجه من الوجوه قابل خوردن نیست. مگر به روش این جانب که با انگشت سبابه دست راست مشغول لیسیدن الباقی محتویات درونی و احیاناً بیرونی ظرف مربا می شوم!

    اما فرض کنید یکی از همان مربا های یک نفره را میل کرده اید و در انتها مقداری مربا در ظرف باقی مانده. اما به همان دلایلی که اشاره شد، به آن دسترسی ندارید. چکار می کنید؟ یا مثل ما با انگشت مربا را می لیسید یا اینکه ظرف را به همراه الباقی مربا به سطل زباله می اندازید. راه سومی که ندارید؟ دارید؟

    آخرین ویرایش: شنبه 24 مهر 1395 15:39
    ارسال دیدگاه
  • حواستان به بایر لور کوزن و بایرن مونیخ نرود که اصلاً نمی شود اینها را با تیم های دسته دو فوتبال مملکتمان، یا حتی همین قشقایی (بیچاره پرسپولیس!)، مقایسه کرد. چرا چپ چپ نگاه می کنید؟ خب نمی شود دیگر! منظور حقیر از بایر، زمین های بایر و بی آب و با علفی است که در هر کوچه و خیابانی دیده می شوند و بلا استفاده و مجهول المالک مانده اند.

    به عنوان مثال، همین زمین بایر جنب منزلمان. روزها مرتع ماکیان است و شبها پارکینگ خاکیان (بخوانید خودروهای سنگین!). یک زمانی یک بابایی پیدا شد که آمد یک تابلویی در آن مکان نصب کرد که رویش نوشته بود: لعنت بر پدر و مادر کسی... نه! ببخشید، این نبود... آهان! این یکی بود: «لطفاً از ریختن نخاله های ساختمانی در این مکان خودداری فرمایید». چند روز بعد یک عمویی آمد دقیقاً زیر تابلو، زباله ساختمانی ریخت! یک وقت فکر نکنید به خاطر اینکه خدای ناکرده با طرف لج کرده باشد. نه! صرفاً جهت اطلاع کسانی که نمی دانستند نخاله ساختمانی یعنی چه؟!

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 مهر 1395 09:00
    ارسال دیدگاه
  • مسئول هم، مسئول های قدیم! الآن یک مسئول یک کلمه حرف می زند، یا یک کاری می کند، باید بگردیم زمین و زمان را و اتفاقات ما قبل و مابعد و همزمان با همان حرف یا کار را مورد مطالعه و بررسی قرار بدهیم، تا [بلکه] آخرش بفهمیم منظور و مقصودِ مسئول محترم چه بوده است.قبلاً که اینطوری نبود؛ مثلاً معاون استاندارد می آمد در مورد استقبال مسافران از امکانات رفاهی و سیاحتی استان و همینطور مناطق گردشگری، گزارش مبسوطی ارائه می داد که مثنوی هفتاد من کاغذ جلوی آن هیچ بود.

    اما الآن از بس همه چیز تلگرافی (و تلگرامی) و کوتاه و فشرده شده، که تمام سکنات و حرکات مسئولین، شده مثل همین فیلم های خارجی که اگر از وسط ببینید هیچی متوجه نمی شوید. نمونه اش هم هین حرف معاون محترم استاندار که گفته: هفتاد درصد گردشگران از دریای مازندران استقبال کردند!!

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 مهر 1395 08:57
    ارسال دیدگاه
  • تبلیغات، برندینگ، ریمایندینگ
    بی ریا
    متخصص تبلیغات پیش از موعد
    کاندیداهای مجلس، شورای شهر و
    ریاست جمهوری
    با کمتر از ربع قرن تجربه
    ****
    تبلیغات انتخاباتی
    مخصوص کاندیداهای شورای شهر
    پیش از موعد – پس از موعد
    با رای بالای 80 میلیون
    تماس تا یک هفته
    ****
    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 مهر 1395 00:02
    ارسال دیدگاه
  • فرض بفرمایید یک روز صبح که از خواب بیدار می شود، ببینید تلگرامتان قطع است و دیگر کار نمی کند. البته این فرض برای تلگرام بازان حرفه ای! محال است. چون معمولاً این عزیزان یک روز ظهر از خواب بیدار می شوند! به هر حال با تصور اینکه یک روز سرور های تلگرام از کار بیوفتند یا فیلتر شوند یا اصلاً مدیران تلگرام دیگر نخواهند به کاربران ایرانی خدمات ارائه کنند (مگر اینکه عقلشان را از دست داده باشند تا بخواهند چنین ضرری بکنند!)، چه به روز ما خواهد آمد؟!

    بنده برای اینکه ذهن شما مخاطبانِ جان را دچار تشویش نکنم، شخصاً چند تا حدس و گمان دست اول تدارک دیده ام که ذیلاً تقدیم می دارم:

    1.     نظام آموزشی کشور به شدت متلاشی خواهد شد. یا بهتر بگویم، وزارت آموزش و پرورش از کار خواهد افتاد.

    یک جوری نگاه نکنید که انگار دارم حرف الکی می زنم. شما هم بهتر از ما می دانید که امروزه روز، تمام بخشنامه های بزرگ و کوچک آموزش و پرورش، «رسماً» از طریق تلگرام به مدیران ادارات و مدارس ابلاغ می شود و حالا چه بشود که بخواهند ابلاغ کاغذی هم بفرستند.

    آخرین ویرایش: جمعه 9 مهر 1395 23:57
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic